‏نمایش پست‌ها با برچسب نبوغ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نبوغ. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۶

گلمین ده گلمز

بعد چند هفته اینور اونور کردن بلاخره فرصتی جور میکنید که برید خرید. صبح یه روز تعطیل پا میشید، حتی قبل بیرون رفتن از خونه مطمئن میشید که باندازه کافی پول خورد برای اتوبوس همراهتون برداشتید و از خونه میزنید بیرون. یک ساعت بعد، همین که رسیدین به مال، تازه یادتون میاد که کیف پولتون توی خونه جا مونده. اتوبوس بعدی یک ساعت دیگه میاد و تنها کاری که میتونید بکنید اینه که، بدون ترس از وسوسه شدن برای خرید، برید و یه دل سیر جنسهای فروشگاه ها رو نگاه کنید.

جمعه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۶

سوال پزشکی

کسی می دونه که قارچ رو خام خام میشه خورد یا نه؟
یه چند وقتی هست که می ریزمش توی سالاد. چیز خیلی مزخرفی می شه. هرچی هم فکر میکنم یادم نمیاد که قبلا جایی خامش روخورده باشم. گفتم شاید خطرناک باشه اصلا.

سه‌شنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۶

جلسه چهارم

میگه: پسر تو عاشقی؟؟؟؟

پارک کردم و داشتم پیاده میشدم که یهو داد زد: دنده رو که خلاص نکردی! دستی رو چرا نکشیدی؟

یکشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۶

نابغه


مربی شنا: تو اولبن کسی هستی که من دیدم تو نیم متر غرق میشه
مربی رانندگی: تو اولبن کسی هستی که من دیدم تو جلسه سوم ماشین رو وسط چهار راه خاموش می کنه