پنجشنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۴

آینده افغانستان

صدیقه بلخی وزیر امور شهدا و معلولین افغانستان (یکی از سه وزیر زن توی کابینشون) از جمله مجاهدین افغان هست و سالها توی مشهد کارهای اجتماعی میکرده. دیدگاههایی که نسبت به بقیه گروهها داره جالبه. اگه بقیه مسولاشونم اینطوری فکر کنن بنظر میرسه خیلی سریع بتونن جلو برن.

Un Caffe

من خیلی اهل قهوه خوردن نبودم. اون اولا هم که اومده بودم اینجا فقط کاپوچینو برام قابل تحمل بود بعدش کم کم ماکیاتو (اسپرسو با شیر) هم میتونستم بخورم ولی الان دیگه کافه نرمال (اسپرسو) اونم بدون شکر بیشتر از همشون حال میده حتی خود این ایتالیایی ها هم چپ چپ نیگام می کنن.

چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۴

pass away!

یکی از رفقای ما ورداشته به یه استادی اَپلای کرده چند روز بعدش یکی بهش جواب داده که:
It saddens me to announce that, prof. X.Y unexpectedly passed away last week and...
میگم آخه مرد حسابی تو که عمراً از اون پذیرش نمی گرفتی آخه چرااا؟
باید خیلی مواظب باشم پیشش اسمی از استادمون نبرم بنده خدا ۷۳ سالشه خیلی زور نمیبره!

پاپ جدید هم که بسلامتی انتخاب شد ایشونم ۷۸ سالشونه کاردینالها دیگه حوصله کسی رو که بخواد ۲۶سال دیگه زنده بمونه نداشتن!

جمعه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۴

فکر کنم اینجا رو کلا تعطیل کنم سنگین تره. یه چند وقتی که نه حس نوشتن داشتم و نه وقتش رو این یکی دو هفته رو هم که هم وقت داشتم و هم مطلب کامپیوتره قاطی کرده بود و نمی تونستم فارسی تایپ کنم.
الان هم که دیگه دوباره ...

پنجشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۳

نشاط

یعنی اینم یه دستخوشه واسه هاشمی؟

سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۳

آفتاب

الان دو روزه که اینجا هوا آفتابیه، اینو مخصوصا وقتی کنار اخباری که از هوای اون طرفها میاد میذاری عجیب حال میده!

شنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۳

خروسان

خيمه برچيده شب سرد، خروسان گفتند

سحر دهكده گل كرد، خروسان گفتند

همه گفتند و به تاكيد، كه آنك خورشيد

گر نديديد، ببينيد كه آنك خورشيد

اي جماعت نه اگر بيش، كمي عار كنيد

كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد

سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد

سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد

سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس

سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس

الغرض بيشتر از مائده مهمان ديديم

رمه آنقدر نديديم كه چوپان ديديم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود

آب اين جوي همان از ده بالا گل بود

آسيا بود، ولي راه عمل را گم كرد

آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم كرد

از درختي كه چنين است، نچيدن بهتر

از چنين راه، به منزل نرسيدن بهتر

ظاهراً مرده كه پوسيد كفن مي‌آيد

نوح اين قوم پس از غرق شدن مي‌آيد

با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم پس فكر كفن بيهوده است

در كفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند

دست ما با تيغ از خاك برون خواهد ماند

هر كه با عذر و بهانه است، خداحافظ او

هر كه پابسته خانه است، خداحافظ او

چشم از آنسان نگشوديم كه خوابش ببرد

بند از آنگونه نبستيم كه آبش ببرد

خصم گفتند و دروغ است، كه ديگر گشته

آنچناني كه توان گفت ابوذر، گشته

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است

اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

مثل بيمار كه صد بار تب و نوبه كند

دم به دم توبه كند، بشكند و توبه كند

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است

خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

پاي اين طايفه جز در پي شيطان فلج است

قبله كج نيست، نمازي كه نخواندند كج است

محو فرعون مشو، نيل شدن آسان است

سنگ پيدا كن ابابيل شدن آسان است

هر كه با عذر و بهانه است، بهل تا برود

هر كه پا بسته خانه است، بهل تا برود


شعر احد2 از شاعر افغاني محمد كاظم كاظمي.

احد1 ايشون رو يه زماني تلويزيون خيلي پخش مي‌كرد:

اي باميد كسان خفته ز خود ياد آريد

تشنه كامان غنيمت ز احد ياد آريد


این شعر رو بار اول حدودا نه یا ده سال پیش بود که خوندم و از همون موقع خیلی ازش خوشم میومده و همیشه دنبال یه بهونه ای بودم که واسه بقیه بخونمش که هیچ وقت پیش نیومد!

شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۳

خواهری و برادری

عید غدیر خم (یا بقول ماها، قوم قدیر) مبارک.

امروز عید برادریه، شاید جالب ترین خاطراتی هم که از دوره بچگی از این روز دارم اینه که زنهای فامیل یا همسایه تو این روز با هم صیغه برادری! می خوندند. (والاه، من هیچ مردی رو موقع این کارا ندیدم!)

جالبتر اینکه بعضی ها نسبت به این پیمان کاملا احساس مسئولیت می کردند و بعد از اون شاید نزدیکتر از دوتا خواهر بهم می شدند.

یاد خاله هایی که از این راه نصیبمون می شد بخیر.